PDA

View Full Version : نقش فراموش شدهEPS


Reza
May 29th, 2004, 23:13
همايون دارابي‌

روند معاملاتي سهام در چند ماه اخير نشان دهنده كاهش نقش سود هر سهم (EPS) در تعيين قيمت سهام است. اگر چه بر اساس منطق اقتصادي مي‌بايست EPS نقش اساسي در تعيين قيمت سهم داشته باشد، اما موارد متعددي از عدم پيروي بازار از اين منطق در دو ماه اخير ديده مي‌شود. به عنوان مثال مي‌توان به رفتار قيمتي سه سهم سايپا ديزل، سرمايه‌گذاري بوعلي و سيمان صوفيان اشاره كرد.

سال مالي سرمايه‌گذاري بوعلي 31/6/83 است. اين شركت در 21/11/82، سود هر سهم سال 83 را 403 ريال اعلام كرده بود.روند قيمتي فوق را مي‌توان كم و بيش در سهام ديگر از جمله داروسازي سبحان، صنعتي سديد و بانك ملي نيز مشاهده كرد.حال سوال اصلي اين است كه چرا در اين موارد بازار بر خلاف منطق اقتصادي حركت كرده و چگونه مي‌توان اين امر را توجيه كرد؟ براي پاسخ به اين سوال مجموعه دلايلي را مي‌توان برشمرد.

جو ضعيف بازار و انتظارات سهامداران در خلال چند ماه اخير، ضعف تحليل‌گري بازار و نقش ناچيز سود هر سهم در بازدهي سرمايه سهامداران عواملي هستند كه در بروز اين وضع تاثير داشته‌اند. در تشريح دلايل اول و دوم بايد گفت روند معاملاتي بازار سهام در چند ماه اخير روندي رو به كاهش بوده و در اين وضعيت انتظار مي‌رود قيمت كليه سهام كاهش يابد. اين دليل اگر چه نمي‌تواند دليل اصلي باشد، اما در مورد روند كلي حركت سهام گروه سيماني و خودرويي، به ويژه صادق است.

نكته اساسي اين است كه افزايش EPS در هر دو سهم سيمان صوفيان و سايپا ديزل نقشي ولو اندك هم در تغيير جو بازار ايجاد نكرده‌اند.در مورد دليل دوم مبني بر ضعف تحليل‌گري نيز بايد گفت: اين مساله اگر چه غير قابل انكار است، اما نسبت به گذشته وضع بهتر شده و نمي‌توان انتظار داشت بازيگران بازار كه در گذشته تغييرات EPS را با دقت دنبال مي‌كردند، اينك بي‌توجه نسبت به اين تغييرات، رفتار كنند.

از اين رو، به نظر مي‌رسد نقش عامل سوم يعني فقدان نقش تعيين كننده EPS در بازدهي سرمايه سهامداران را بتوان عامل مهم‌تري در بروز اين روند دانست. متاسفانه در فرهنگ سهامداري كنوني ايران دريافت سود سهام يك فاكتور كم اهيت است و بيش از هر چيز نوسانات بهاي سهم براي بازدهي سهامداران مورد توجه قرار مي‌گيرد. اين مساله ناشي از چند علت است. نخست آنكه شركت‌هاي سهامي عام حاضر در بورس عموما مبالغ كمي را بر اساس تصميمات مجمع عمومي كه عموما در اختيار سرمايه‌گذاري‌هاي حقوقي و بزرگ است- براي تقسيم نقدي برمي‌گزيند. اين مساله باعث مي‌شود، تا سهامداران هرگز نتوانند به صورت شفاف بر DPS به عنوان فاكتور اساسي بازدهي تاكيد كنند. تصميمات مجامع عمومي اكثرا در جهت منافع سهامداران عمده - جهت ذخيره سازي سود و افزايش سرمايه‌هايي كه براي سهامداران بزرگ سودآوري دو چندان نسبت به سهامدار خرد دارد - مي‌باشد. از اين‌رو، سهامداران جزء هرگز نمي‌توانند انتظار داشته باشند با خريد تعدادي از سهام يك شركت معادل مجموع سود هر سهم خود، بازدهي داشته و از آن بهره‌مند شوند. اين نخستين نقيصه بزرگ سهامداري كنوني در ايران است كه سهامدار ايراني را از دريافت سود نقدي به عنوان عامل مهم درآمدي باز مي‌دارد. در كنار اين عامل، تاخير شركت‌ها در پرداخت سود سهامداران را بايد عامل بعدي دانست چرا كه عموما شركت‌ها حداقل 4 ماه و حداكثر يكسال پس از پايان سال مالي سود نقدي سهامداران را مي پردازند و وجود اين بازه گسترده زماني عامل ديگري است كه از اهميت EPS مي‌كاهد. نگاهي به روند توزيع سود در سه سال گذشته، نشان مي‌دهد كه از نظر ميزان تقسيم EPS، در گروه سرمايه‌گذاري حداقل ميزان توزيع سود، 48/14 درصد متعلق به غدير و حداكثر 57/90 درصد متعلق به سرمايه‌گذاري صندوق بازنشستگي، در گروه خودرو، ايران خودرو ديزل با 09/ 91 درصد و ايران خودرو 84/ 58 درصد و گروه سيماني سفارس با 9/ 89 و سيمان شرق 02/52 درصد بوده است.

وجود چنين دامنه متفاوتي از رفتار شركت‌ها در قبال سود هر سهم سبب شده است ، وزن اين فاكتور در ارزيابي ارزش هر سهم كاهش يابد. در حال حاضر با توجه به تلاش سازمان بورس اوراق بهادار در جهت گسترش جامعه سهامداران ايراني مي‌بايست توجه ويژه‌اي به سود سهام و نحوه رفتار با آن مبذول شود، چرا كه انتظار مي‌رود روند رشد شتاب‌دار بورس اندك اندك وارد دوران ثبات شده و سهامداران با نوسان قيمتي زيادي در سهام خود مواجه شوند.

از اين‌رو، اصل سودآوري به عنوان يك فاكتور اساسي در جذب سرمايه‌هاي جديد به بورس مي‌بايست از طريق توجه ويژه به دو فاكتور EPS و DPS و همچنين قانونمند ساختن رابطه ميان آنها و زمان تقسيم سود حتي از طريق تغيير در مفاد قوانين فعلي مدنظر قرار گيرد، به ويژه آنكه در حال حاضر از سه فاكتور اساسي تشكيل دهنده سود سهامداران، شامل نوسان قيمت، افزايش سرمايه و تقسيم نقدي سود، شاهد روند رو به ضعف دو فاكتور اوليه مي‌باشيم. جو ضعيف بازار و همچنين احتمال دقيق شدن سهام شركت‌ها در اثر افزايش سرمايه‌هاي متعدد سبب شده است تا فاكتورهاي اصلي تشكيل دهنده بازدهي سهامداران در گذشته، اينك كارايي خود را رفته رفته از دست بدهند.

دنياي اقتصاد