PDA

View Full Version : يك روايت ديگر از اوضاع بورس


Reza
May 26th, 2004, 00:11
http://www.sharghnewspaper.com/830305/030249.jpg

بهرام كلانترپور يكى از مديران باثبات و باسابقه بورس تهران است. او كه همزمان با آمدن عبده تبريزى به سمت معاون نظارتى بورس انتخاب شد تاكنون نقش زيادى در حفظ شرايط بورس داشته است. اظهارنظرهاى او همواره حاوى نكات مثبتى براى سهامداران بورس تهران است. اين گفت وگو را در ايران بورس هم مى توانيد ملاحظه كنيد.

•امسال شاخص بورس حال و هواى سال هاى قبل را ندارد. معمولاً طى ۴ ماهه نخست هر سال شاخص روند صعودى طى مى كند اما امسال لااقل از ارديبهشت ماه در مجموع شاهد روند نزولى شاخص بورس هستيم تحليل شما از روند جارى چيست؟

افزايش و كاهش شاخص البته در ذات بازار است. نوسان در ذات بازار است و اين بالا و پايين رفتن ها طبيعى است. اما بايد به طور مشخص در شرايط فعلى پاسخ داد كه علت كاهش شاخص چيست و اين روند تا كى ادامه دارد؟ به نظر من براى تحليل روند نزولى شاخص بايد ابتدا به عوامل محيطى توجه كنيم. مى گويند شاخص هاى بورس دماسنج وضعيت اقتصاد هر كشور است و در حقيقت با توجه به اين كه شاخص هاى بورس چشم انداز هاى آتى اقتصاد كشور را نشان مى دهند بايد ببينيم كه چه تغييراتى در عوامل محيطى پديد آمده است كه باعث شده شاخص طى چند هفته روند نزولى طى كند. ابتدا مثالى بزنم. اخيراً در بورس بمبئى بعد از پيروزى حزب كنگره در هندوستان شاخص اين بورس طى يك روز در حدود ۱۰ درصد كاهش يافت. يعنى تاثير عوامل سياسى بر بورس بديهى است و بورسى كه متاثر از عوامل سياسى محيط نباشد يك بازار قابل اعتنا محسوب نمى شود.

طى دو ماهه اخير ما از يك طرف شاهد بعضى عوامل سياسى و محيطى هستيم كه مى تواند تاثير منفى بر روى بازار داشته باشد. مسائل مربوط به پروتكل يا تغيير مديران ارشد اقتصادى از اين نظر در مورد استمرار يا عدم استمرار سياست هاى جارى مى تواند تاثير نامطلوب بر روى اقتصاد داشته باشد. ولى بعضى انتقاد مى كنند كه خود مسئولان بورس با دعوت مكرر از چهره هاى سياسى براى بازديد از بورس بر ميزان تاثيرگذارى بازار از مسائل سياسى مى افزايد. تاثيرپذيرى بورس از عوامل سياسى در ماهيت بازار است و اين ربطى به حضور يا عدم حضور يك چهره سياسى ندارد. مسئولانى كه به بورس مى آيند معمولاً بنا به تمايل شخصى براى آشنايى با سازوكار هاى اين بازار مايل به بازديد از آن هستند. وقتى بازارى دوره طولانى رونق و رشد را طى كند و در سطح بين المللى به عنوان يك بازار نوظهور و پويا معرفى شود خب مسئولان كشورى هم مايل به آشنايى بيشتر با آن خواهند بود. بازار هم نياز دارد كه الزامات رشد خود را با مسئولان اقتصادى مطرح نمايد. براى همين حضور مسئولان را نبايد حمل بر سياسى كردن بورس تلقى كرد.

سازمان بورس اساساً سازمانى كارشناسى و تكنوكراتيك است و هدف آن هم تنظيم بازار اوراق بهادار كشور و گرايش سياسى ندارد. ولى بهتر است به ادامه بحث قبلى برگردم. در مورد تاثير نامطلوب عوامل محيطى بر بورس گفتم اما عامل ديگر نيز به نظر من شيوه رفتار فعالان بازار است. چند روز كاهش مداوم شاخص يك باره نوميدى كامل در ميان فعالان بازار ايجاد مى كند و چند روز افزايش مداوم شاخص اميدوارى يك سويه. انتظار اين است كه رفتار فعالان بازار ما مبتنى بر بلوغ و شناخت و آگاهى از تحليل مالى باشد. يك باره همه خريدار مى شوند و يك باره همه فروشنده. شايد اين روال بازار اوراق بهادار يعنى بازار مبتنى بر حركت هاى دسته جمعى ناخودآگاه است. اين امر در ميان همه فعالان اين بازار از سهامدار خرده پا گرفته تا فلان سهامدار عمده و نهادى رايج است. شايد علت اين باشد كه تاثير عوامل قابل ارزيابى نيست. وقتى تحليلى از ارزش ذاتى سهام وجود نداشته باشد بازار تابع حركت احساسى سهامداران حقيقى مى شود.

يعنى اگر اصطلاح بازارگردانى را به كار ببريم در چنين شرايطى شاهد «بازارگردانى معكوس» مى شويم يعنى آنان كه بايد از سهام حمايت كنند در شرايط نزولى بازار فروشنده سهام مى شوند و در شرايط صعودى هم خريدار. درست مانند يك جوان احساساتى كه تازه وارد بازار شده است و صرفاً بر اساس شنيده از ديگران سهام را خريدارى مى كند. بعضى از فعالان بزرگ بازار ما نيز چنين رفتارى دارند و تنها تابع موج بازار مى شوند. ولى گفته مى شود مشكل كمبود نقدينگى در ميان شركت هاى بزرگ بورسى عامل مهم ناتوانى آنها در دفاع از سهام پرتفوى شان است. كمبود نقدينگى وجود دارد. بعضى شركت هاى بزرگ توليدى پروژه هايى در دست انجام دارند كه نيازمند منابع هنگفت نقدينگى است و بعضى از شركت ها هم به خاطر آن كه درگير معاملات عمده خصوصى سازى بوده اند بخشى از نقدينگى خود را صرف اين كار كرده اند. اما به نظر من كمبود نقدينگى عامل فرعى است نه عامل اصلى. يعنى اگر همين فردا موج خريد در بازار ايجاد شود فكر مى كنم اين شركت ها هم منابع نقدينگى را به سرعت فراهم مى كنند تا از صف خريد دور نيفتند. بايد تحليلگرى مالى را در بازار تقويت كرد. در عين حال آيين نامه اجرايى در مورد انتشار اوراق مشاركت از سوى شركت هاى پذيرفته شده در بورس كه در كميسيون اقتصادى هيأت دولت تصويب شده و احتمالاً طى اين چند روز به تصويب هيأت دولت مى رسد مى تواند امكان مهمى براى تامين نقدينگى در شركت هاى بورسى فراهم سازد.

•در طى هفته هاى اخير شايعات زيادى هم در بازار پراكنده شد كه هنوز هم وجود دارد. علت اين شايعات چيست و تا چه قدر صحت دارد؟

ببينيد واقعيت هاى موجود يعنى فاكت هايى كه به عينه مى توانيم مشاهده كنيم در تاييد اين شايعات نيست. بهتر است بر مبناى فاكت ها عمل كنيم نه بر مبناى شايعات. وقتى بازار طى يك دوره برخلاف انتظار روند نزولى طى كند و عوامل محيطى هم مساعد نباشد بستر مناسبى براى شايعه ايجاد مى شود. اين شايعات بعضاً نادرست است و بعضاً حتى با عقل سليم هم نمى خواند متاسفانه در اين ميان صرفاً منافع سهام دار جزء به خطر مى افتد كه ممكن است تحت تاثير اين شايعات عمل كند.

•نكته ديگر در مورد سهام شركت هاى سيمانى است تحليل شما از سهام اين شركت ها چيست؟

قيمت سيمان يعنى عامل مهم شكل گيرى انتظارات آتى از سود سهام سيمان مشمول قيمت گذارى دولتى است و تفاوت اين قيمت با قيمت بازار آزاد الان بسيار زياد است. در صورتى كه فرض را بر اين بگذاريم كه در زمانى در آينده قيمت ها به قيمت هاى بازار آزاد نزديك مى شود به تبع آن چشم انداز رشد سهام سيمانى وجود دارد. در مورد انتقاداتى كه در مورد حجم مبنا مى شود چه نظرى داريد. حجم مبنا مبتنى بر يك مفهوم علمى است كه در بازار سرمايه همه جاى دنيا كاربرد دارد مفهوم سهام شناور آزاد يا FREE FLOAT مفهومى خاص بازار ايران نيست و در حقيقت اين مفهوم شالوده نظام نظارتى بورس است. اگر ابزار حجم مبنا را به كار نمى برديم كاهش شاخص طى روز هاى اخير مى توانست هراس همگانى و PANIC در بازار ايجاد كند. بنابراين استفاده از ابزار حجم مبنا منطقى و قابل توجيه است. اما آن چه برخى در انتقاد از حجم مبنا گفته اند پيشنهاد براى كاهش اعداد حجم مبنا از سطوح كنونى است. اين موضوع در كميته هاى كارشناسى بررسى مى شود و طبعاً تلاش مى كنيم اعداد حجم مبنا به نحوى باشد كه مانع از سرزندگى و نشاط بازار نشود.

•با توجه به مجموع اين گفته ها. چشم انداز بازار را چه گونه مى بينيد؟

استمرار روند كنونى افت شاخص ها توجيهى ندارد. اكنون سطح قيمت ها به حدودى رسيده كه ديگر كاهش بيشتر شاخص ها توجيهى ندارد. به نظر من اين روند دير يا زود برمى گردد و با توجه به پتانسيل هاى رشدى كه اقتصاد ايران دارد، افزايش قيمت جهانى نفت، طرح هايى كه شركت هاى بزرگ پذيرفته شده در بورس در دست اجرا دارند، ابزار هاى جديدى كه طى ماه هاى آينده در بازار عرضه مى شود مانند اوراق مشاركت شركت ها و يا سبد سهام و يا اوراق فروش مترى مسكن، چشم انداز بازار مثبت و رو به رشد است.

شرق