PDA

View Full Version : همانند بزرگان بيانديشيم تا ...


بهروز۱۱۰
May 23rd, 2004, 21:58
=====همانند بزرگان بيانديشيم تا به دام بزرگان نيافتيم=====
شاخصها مدتی است که روندی نابسامانی را درپیش گرفته اند وزمانی است که برخلاف گذشته دارای روندی منطقی نمی باشند سوالات متعددی در اذهان بسیاری از سهامداران موج میزند که چرا سهامهای معتبر وتاثیر گذاردر بازار سرمایه که توانائی تغئیر مسیر حرکت شاخصها رادارند امروزه دارای حرکتهائی نامتوازن میباشند واین درحالی است که شرکتهای کوچکتر به رشد میرسند پشت پرده چه خبر است ؟
صدرا باتمام پتانسیل هایش هنوز در برآورده کردن خواسته های سهامدارانش ناتوان است هرچند که تقریبا هیچ هفته ای نیست که خبرهای مثبتی از این شرکت به گوش نرسد دراین رابطه عموما گناه را برگردن تیم شکست خورده مناقصه بزرگ تاریخ بورس میگذارند اما واقعا این موضوع تا چه حد صحت دارد وگروه مغموم مگر دارای چه حجمی از سهام صدرا بودند که پس از گذشت چند ماه هنوز آنرا بازی میدهند ؟
تراکتور سازی هم وضعیتی مشابه دارد این درحالی است که امروزه به نظر بسیاری مساعد ترین شرکت بورسی که امکان سرمایه گذاری موثر دارد درهرپریود زمانی میتواند داراباشد ودراین راستا لازم نیست که تاکیدی براخبار این شرکت بشوداما اینبار گناهش را به گردن شرکت ......... میگذاریم که قرار است درمزایده آتی آن شرکت کند !
همه ما به خودروئی ها بالاخص در سه تا چهار ماهه اول سال ایمان داریم وهمه میدانند که بسیاری از دستورالعملهای واردات خود رو نه تنها به ضرر شرکتهای خودرو سازی ایران نیست بلکه عملا به نفع شرکتهای مذکور میباشد مگر میشود کسی بین لادای 15 وپژوی 12میلیونی لادا را انتخاب کند ؟ برای این موضوع هم مقصری را پیدا میکنیم .
نظرتان درخصوص صنعت سیمان چیست ؟ آیا واقعا واردات 1میلیون تن سیمان که حدود 5% کل تولید سالیانه سیمان کشوراست میتواند تااین حد تاثیر گذار باشد ؟ ویا اینکه عدم آزاد سازی قیمت سیمان؟ مگر این سیمان با همان قیمت مصوبش نبود که رشدهای خیره کننده ای داشت ؟ مگر هزینه ها چند درصد رشد کرده که با فرض ثبات قیمت سیمان هرروز شاهد منفی های آنچنانی دراین صنعت باشیم ؟ شب قبل مطلبی را درخصوص عدم اجرای طرح جامع سیمان به نقل از وزیر مربوطه در یکی از روزنامه های اقتصادی خواندم ضاهرا ایشان خیلی ناراضی بودند که چرا کلینکر را باید دربندر عباس حدود 50 هزار تومان بخریم وسیمان آماده را 26 هزار تومان بفروشیم ؟ شاید پاسخ جناب وزیررا بتوانیم درمصاحبه آقای خاتمی پس از یکی از جلسات هیات وزیران جستجو کنیم که ایشان شدیدا از گرانی ها ناراضی بودند وآقای شریعتمداری را مسئول پی گیری بازار نمودند شاید دولت دردیپلماسی اقتصادی خود اینبار تصمیم گرفته تا از افزایش قیمت سیمان جهت کنترل قیمت مسکن جلوگیری نماید به هر قیمتی که شده . اما نیک میدانیم که قیمت سیمان درهر متر مربع از ساختمان کمتر از 100000ریال میباشد یعنی حدود 150کیلو برای هر متر مربع پس با توجه به ناچیز بودن تاثیر این امر برروی بهای تمام شده ساختمان میتوان اینطور مطرح نمود که تصمیم اخیر درخصوص عدم آزاد سازی سیمان مانوری کوتاه مدت بوده که درنهایت ودر یک یا دودوره سه ماهه آتی این مقاومت از جانب دولت شکسته شده وروند آزاد سازی اگرچه به کندی اما انجام خواهد شد واین نکته را نیزبه خاطر داشته باشیم که براساس آخرین برنامه توسعه دولت مجاز به ایجاد ممنوعیت درخصوص صادرات را دارا نمی باشدودرصورت ایجاد کمبود دولت مکلف به واردات آن خواهد بود وبا توجه به اینکه تفاوت قیمت سیمان در آنطرف مرز حدود تنی 34 هزار تومان است صنایع سیمان درصورت مقاومت دولت امکان صادرات را بدون منع قانونی دارا میباشند .
صنعت پتروشیمی چطور؟ قیمت نفت درحال افزایش است .وانتظار نمیروند تا تغئیر جدی دراین روند از جانب اوپک فراهم گردد وانتظار آن میرود تا باز هم افزایش یابد وسود آوری صنایع وابسته به نفت نیز تابعی است مستقیم به قیمت این محصول دربازارهای جهانی وپیشبینی های مثبتی نیز درخصوص افزایش سهم ایران دربازار جهانی به گوش میرسد .... حتما این هم یک مقصری دارد !
واسطه گری های مالی نیز وضعیتی بهتر ندارند
اما یکسری صنایع کوچک درحال رشدند درحالی که بزرگان جامانده اند ؟؟ راستی واقعا چه خبراست ؟
شاید اینبار سیاست جای اقتصادرا تنگ کرده ویا اینکه عده ای میخواهند که تنگ شود مجلس هفتم واینبار تعویض جای اقلیت با اکثریت ( غریبه نیستید هنوز خودم هم فرقشان را نمیدانم اما آنهائی که میدانند معتقدند که جناح اکثریت آتی توانائی حل بحرانها را معمولا زمانی که به بن بست نزدیک میشوند دارند – گردن آنهائی که میگن ) که این امرموجبات شوک های شدیدی به دولتی که قبلا اکثریت را در مجلس ششم دارا بوداما حالا میرود که این برتری رااز دست دهد وخانه تکانی در اساسی ترین پیکره دولت یعنی وزارت دارائی . راستی چرا مظاهری آمد وحالا چرا رفت ؟ نمیدانم باید کاسه کوزه ها را سر صندوق ذخیره ارزی بشکنیم ؟ به نظر میرسد عبده ( که به نظر شخص بنده بعنوان یکی از بزرگترین شخصیتهای علمی کشور چه دربعد کلاسیک وچه درعمل میباشد وخدمات بسیار موثری رانیز درجهت کاهش ریسک برای این بورس نوپا گرفته – که اگر لازم شد درمطلبی متعاقبا درخصوص خدماتی که ایشان درجهت حمایت از سهامداران جزء انجام داده اند خواهیم آورد - ) هم ظاهرا ارتباط بسیار نزدیکی با مظاهری داشت واز رفتن مظاهری به هیچ عنوان راضی به نظر نمیرسد . البته قضیه انرژی اتمی واتحادیه اروپا هم بی تاثیر نیست . مگر نه اینکه کشور ما براساس آمارهای جهانی دارای بسته ترین اقتصاد دنیا است (البته بعد از کره شمالی ) آیا اقتصادی که تا این حد بسته است تا چه میزان میتواند از پارامترهای فراملی تاثیر جدی بگیرد ؟ نمی خواهم بگویم که اصلا تاثیر پذیر نیست اما بیشتر از اینکه تاثیر واقعی را بپذیرد مبتلا به تاثیرات روانی آن میشود .
سوال نهائی اینجاست که آیا بورس تبدیل به عامل فشاری بر علیه یکسری تصمیمات دولتی شده ویا اینکه حقوقی های ناراضی از عبده زمینه های فشار برعلیه بورس را فراهم ساخته اند؟
دکتر که نظر دیگری دارد ومعتقد است که کمبود نقدینگی شرکتهای سرمایه گذاری موجبات این را فراهم ساخته !؟
حیف که ما از این از سیاست سر در نمی آوریم اما یک چیز را میدانیم در هربازی که راه افتاده یک قشر قربانی میشود وآنهم کوچولوهای بازارند که از غربال رد میشوند
پس اگر کوچکی هستیم دربین بزرکان همانند کوچکترها فکر نکنیم بلکه افقهارا دورتر ببینیم همانگونه که بزرگان مینگرند ویادمان باشد که این هم میگذرد . حتما 11سپتامبررابخاطردارید درعرض چند دقیقه مهمترین مرکز تجاری ایالات متحده فروریخت بیش از5000نفر مردند قطب اقتصاد وتجارت دنیا درهراس حرکاتی مشابه به سر میبرد شاخصهای بورس افتی را شاهد بود که شاید درتاریخ آن بی سابقه بود . اما درادامه چه شد ؟ کسانی که سهامشان را به راحتی از دست ندادند واسیر جو حاکم بربازار نشدند توانستند پس از مدتی نه تنها افتها راجبران کنند بلکه خواب سرمایه شان رانیز بدست آوردند. حال آیا ریزش در پیکره دولت یا تعویض یک مدیر ارشد یا بردوباختهای سیاسی اگر چه درکوتاه مدت میتواند آیا دردراز مدت نیز توانائی از بین بردن امنیت سرمایه را دارد؟مگر نه اینکه بورس ایران یکی از پرریسک ترین بورسهای دنیاست ؟ وما بادرک این موضوع وارد آن شدیم .
درنهایت میتوان گفت که این بحران به تنهائی زائیده بزرگان بازار نیست اما بیشترین نفع را همین بزرگان خواهند برد پس سهام شرکتهای قوی را با سهام شرکتهای کوچکتر که تنها ممکن است دارای تاثیرات نوسانی موقت آنهم تنها درزمانی که بزرگان بازار درحال جمع کردن سهامهای باارزشتر میباشند مارا سرگرم سهامهای بی ارزشتر میکنند تعویض نکنیم اگر میخواهیم دربورس باقی بمانیم .